استاد مسکین انسان قرآنی تحویل جامعه می‌داد _____جواد مجتهدی
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

 

جواد مجتهدی(بازنشسته صداوسیما ومسئول فعلی واحد جلسات مکتب امام زمان (عج) و

از شاگردان استاد مسکین):

«استاد مسکین می خواستند با تیپ سازی ، انسان قرآنی تحویل جامعه دهند نه صرفا قاری قرآن.اولین شهدای انقلاب و دفاع مقدس از بچه های مکتب امام زمان (عج) بودند»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد استاد بزرگوار ، حاج آقا مسکین ، مطالب متنوعی می شود گفت . آنقدر نکته های ظریف در رفتار و کردار و شخصیت داشتند ، آنقدر ابعاد مختلفی داشت شخصیت مرحوم استاد مسکین ، واقعا بیم آن هست که هر بُعدش که مطرح شود ، غفلت شود از ابعاد دیگر. یکی از تفاوت هایی که سبک آموزشی و مدیریتی استاد مسکین داشت با سایر جاهایی که در امر آموزش قرآن مشغول هستند تیپ سازی بود که استاد مسکین به آن خیلی توجه می کردند و می خواستند یک عنصر قرآنی بسازند یک آدم قرآنی تحویل جامعه بدهند و نه فقط یک قاری قرآن ! متعدد مواردی بود که ما از نزدیک شاهد و ناظر بودیم که شاید در زمان خودش قابل درک برای ما نبود اما بعدها متوجه می شدیم که فلان حرکتی که مثلا حاج آقا مسکین داشت چه مفهوم و چه تاثیری داشت .

در مورد شهدای مکتب امام زمان (عج) حقیقتا بچه ها را استاد مسکین طوری تربیت کرده بود که من مطمئنم از این حدود 150 شهید ، حاج آقا مسکین به یک نفرشان هم نگفت که به جبهه بروید ولی آنها را طوری تربیت کرده بود که سر بِزنگاهها تصمیم درست می گرفتند و زندگی پر است از دو راهی های متعدد . انتخاب اینکه شما سر بزنگاهها به جبهه و جنگ با همه مختصاتش بروی و از دین و مملکتت دفاع کنی یا اینکه نه ، یک گوشه عُزلت برگزینی و گوشه عافیت برگزینی ، خودش از دو راهی های بزرگ است . بچه ها درست تصمیم گرفتند . اولین شهدای انقلاب در همدان بچه های مکتب امام زمان بودند. اولین شهدای دفاع مقدس، بچه های مکتب امام زمان بودند و این جریان همین طور ادامه پیدا کرد . سرداران بزرگ ، شهدای گمنام ، و به نسبت جمعیتی حساب کنیم، جمعیت کثیری است این تعداد . و با توجه به اینکه خیلی از این جلسات 14 گانه در جلسه متمرکز عصر های جمعه شرکت نمی کردند و دفتر و دستک جداگانه ای داشتند و تعداد شهدا بسیار بیشتر از اینها است و ما آمار دقیقی ازشان نداریم . برای همه شان طلب رحمت و مغفرت می کنیم .

در مورد تواضع و اخلاص حاج آقا مسکین ، دوستان و شاگردان ایشان خاطرات متعددی دارند . من یک خاطره اخیر مربوط به سال گذشته تعریف می کنم که به مناسبتی که یادم نیست مربوط به محرم بود یا ایام فاطمیه ، می خواستیم یک مراسمی در حسینیه مکتب امام زمان واقع در خیابان پاسداران برگزار کنیم ، درپیش نویس اعلامیه ای که آن را تنظیم کرده بودم ، نوشته بودم با حضور ذاکر اهل بیت استاد مسکین . وقتی آن را دادیم به ایشان که یکبار چک بکنند ، هر کاری کردیم ایشان اجازه ندادند که از اسم ایشان در این اطلاعیه استفاده کنیم. گفتیم خب حاج آقا حضرتعالی تشریف دارید باعث افتخار ما هستید زینت مجلس هستید اجازه بدهید بنویسیم با حضور ذاکر اهل بیت استاد مسکین. ایشان هی گفتند نه. و آخرش که اصرار ما را دیدند ، گفتند اگر من اسم خودم را در این اطلاعیه دیدم و دلم تکان خورد و خوشم آمد چی؟!! شما جواب می دهید ؟ این را من مقایسه می کنم با بعضی چک و چانه هایی که خدای ناکرده ممکنه بعضی از مداحان ، سخنرانان یا چهره های علمی بزنند که چرا اسم من کوچک بود ، چرا این بنر 2 در 2 بود چرا آن یکی 6 در 2 بود ، چه و چه ... یعنی این چیزها در قاموس استاد مسکین راهی نداشت و این شد که مسکین ، مسکین شد! در خصوص تواضعشان حقیقتا به یاد ندارم چون من از سال 45 یا 44 شاگرد ایشان بوده ام ، به یاد ندارم کسی را به اسم کوچک تنها صدا کرده باشند ولو اینکه این یک بچه 4 ساله باشه یک بچه 5 ساله باشه ، همیشه لفظ آقا را استفاده می کردند. و این آن موقع خیلی زیر و بم اش برای ما قابل درک نبود ولی الان که فکر می کنیم و به پشت سر نگاه می کنیم متوجه می شویم که چطور می شود که یک نفر تبدیل میشود به استاد مسکین . احترامی که از سادات و روحانیت می گرفتند ویژه بود ؛ واقعا ویژه . یک چیز تشریفاتی نبود . برای روحانیت واقعا احترام ویژه ای قائل بودند . چون درک کرده بودند به هر حال همه چیز ما ، باید و نباید هایی که ما باید در زندگی رعایت کنیم ، از این سلسله جلیله به دست ما رسیده . من واقعا شبیه ایشان سراغ ندارم .حدودا سال 81 ، نکوداشتی به صورت خودجوش برای ایشان در عباسیه برگزار شد . به هر حال هزینه هایی که یک مراسم دارد، وقتی فراهم شد ، آخرش مبلغی که باقی ماند برای تهیه یک سکه تکافو می کرد . یک سکه بهار آزادی هم تهیه شد که ضمیمه یک لوح از طرف شاگردان ، تقدیم ایشان شود. فردا صبح بعد از دریافت این سکه ، حاج آقا ، قیطرانی از بچه های مکتب امام زمان را صدا کردند و گفتند بیایید این سکه را ببرید برای امامزاده عبدالله ، آن موقع امزاده عبدالله را داشتند می ساختند. یعنی یک 24 ساعتی این سکه را نگه نداشتند و تقدیم کردند به امامزاده عبدالله . و یک ریال در هیچ مجلسی بابت خواندن قرآن یا مداحی نگرفتند و این عزت را خدا به ایشان داد که در مراسم تشییع شان مراسمی که تا این لحظه گرفته اند بعنوان یادبود ، هزاران نفر شرکت کرده اند و خودشان را مدیون ایشان می دانند.

درخصوص آینده مکتب امام زمان ان شا الله با بذری که ایشان کاشته اند ، با اراده ای که در شاگردان ایشان هست ، با تنوعی که در شاگردان ایشان هست ، از انواع مشاغل ، مسئولیت ها ، با تحصیلات مختلف در قشرهای مختلف جامعه ظرفیت بسیار عظیمی دارند این شاگردان که راه استاد را ادامه بدهند و آیه ای در قرآن درباره رسول خدا هست که مضمون و محتوای این آیه ، با حال امروز ما شاگردان مکتب امام زمان سازگاری دارد که در سوره آل عمران ، آیه 144 خداوند می فرماید : محمد(ص) فقط فرستاده خدا بود و پیش از او هم فرستادگان دیگری هم بودند ، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود ، شما به عقب برمی گردید؟ بلا تشبیه این الان شرح حال ما شاگردان مکتب امام زمان است .که با فوت مرحوم استاد مسکین واقعا نمی خواهیم به عقب برگردیم و مصمم هستیم به یاری خداوند راه ایشان را با تشکیل جلسات قرآنی ، با تشکیل جلسات قرآنی ، با تشکیل جلسات قرآنی و با تیپ سازی که عرض کردم تیپ های قرآنی نه فقط قاری قرآن ، ان شاالله با تربیت این قشرهای عزیز ، راه استاد مسکین را ادامه بدهیم. خداوند در ادامه همین آیه می فرماید : هر کس به عقب برگردد ، هرگز ضرری به خدا نمی زند و به زودی خداوند شاکران را پاداش خواهد داد . و ما خدا را شکر می کنیم که به هر حال موقعیتی فراهم کرد که ما در این مسیر قدم بگذاریم .شاگردانش صدها بار از ایشان شنیده اند که ان شا الله عاقبت بخیر بشوی ، و ما از خداوند عاقبت بخیری را برای جامعه اسلامی و برای خودمان خواستاریم .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نظــر شما